تاریخ انتشار
سه شنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۴:۰۹
۰
کد مطلب : ۳۴۹۶۰
حجت الاسلام علی محمدی هوشیار، محقق و پژوهشگر مهدویت

مدعی که خود را وصی پیامبر و فرزند امام زمان(عج) می‌داند!

مدعی که خود را وصی پیامبر و فرزند امام زمان(عج) می‌داند!
تقریباً بیست سال پیش خود را فرزند امام زمان(عج) و وصی پیامبر(ص) معرفی کرد، خود را یمانی می داند، می گوید در هر روایتی که نام مهدی آمد، یعنی من! خود را قائم هم می داند و می گوید که من قیام می کنم و دنیا را پر از عدل و داد خواهم کرد. خود را عصای موسی و سنگ حجره الاسود می داند! حتی خود را گوسفندی که در مکاشفه یوحنا آمده، معرفی کرده و می گوید که من همان گوسفند هستم! و در نهایت معتقد است که تعداد امامان و اوصیای پیامبر ۲۴ تن هستند!
حجت الاسلام علی محمدی هوشیار، محقق و پژوهشگر مدعیان معنویت و مهدویت، در معرفی یکی از جریان های دروغین مهدویت، می گوید: احمد الحسن از مدعیان دروغین مهدویت، جریان و فرقه ای خطرناک تر از بهائیت و هر فرقه ای که تاکنون ظهور کرده است می باشد، آنها سعی می کنند با شیوه های مختلف برخی طلاب مبتدی، مذهبیون و افراد کم اطلاع از معارف مهدویت را جذب کنند.
او عنوان می کند که فرقه ها در بحران ها، سختی ها و مشکلات مالی و اقتصادی، جنگ ها و فقر فرهنگی به وجود می آیند و خود را نشان می دهند. در این گونه شرایط، مردم به دنبال راه نجات هستند و با توجه به اینکه شاهد برخی سختی های به وجود آمده در منطقه هستیم و همه ما منجی باور هستیم و از سویی اعتقاد داریم که شخصی می آید و بشریت را نجات می دهد لذا بهترین زمان برای ظهور مدعیان فراهم گردیده است.
محمدی هوشیار تأکید می کند که مشکل امروز ما این است که دانسته های مردم ما از مهدویت بسیار ناچیز است. همچنین مردم ما با ماهیت فرقه آشنا نیستند لذا اگر بتوانیم اولاً معارف مهدوی را در میان مردم تقویت کنیم، و ثانیا ماهیت فرقه، ترفندها و حیله های فرقه را به مردم یاد دهیم و مطرح کنیم که فرقه ها چگونه و با چه وعده هایی ظهور پیدا می کنند؛ احمد الحسن که هیچ، صد فرقه دیگر با نام های مختلف هم به وجود آیند، درصد جذب شدگان به این فرقه ها کاهش می یابد چون اصل فرقه و معارف شیعی مهدوی را به مردم شناساندیم. بنابراین باید یک عزم ملی برای ترویج معارف مهدویت و بیان آسیب ها به وجود آید که متأسفانه این اتفاق تاکنون نیفتاده است.
 
متن گفت وگو با حجت الاسلام علی محمدی هوشیار را می خوانید:
 
* از شخص احمد الحسن و این جریان معرفی مختصری داشته باشید
این جریان از سال ۲۰۰۰ میلادی از عراق شروع شد، فردی به نام احمد اسماعیل که مشهور به احمدالحسن، موسس این جریان است، این فرد در رشته مهندسی شهرسازی از دانشگاه بصره فارغ التحصیل شده و کمتر از یک سال هم در حوزه علمیه شهید محمدمحمدصادق صدر درس خوانده و سپس اعلام کرد که من فرزند امام زمان هستم و ایشان به من مأموریت داده که حوزه های علمیه را اصلاح کنم. سپس با فردی به نام حیدر مشتت که در همان حوزه علمیه درس می خواند، آشنا شد و با یکدیگر این جریان را پیش بردند و در تقسیم بندی ادعایشان حیدر مشتت به عنوان یمانی بود و احمد اسماعیل هم به عنوان فرزند امام زمان معرفی می شد. سپس این دو با کمک یکدیگر، این جریان را تبلیغ کردند، عده ای را در عراق جذب کردند و سپس این جریان وارد ایران شد و ما تا به امروز درگیر این ماجرا هستیم.

* احمدالحسن در عراق از شاگردان آیت الله صدر بودند؟
احمدالحسن حتی یک ساعت هم شاگرد آیت الله صدر نبودند بلکه در مدرسه علمیه ایشان درس خواندند. شخصی هم که به احمد بصری درس گفته فردی به نام شیخ علی اسدی است که هم اکنون در قید حیات هستند و در حوزه نجف تدریس می کند.

* جریان احمد الحسن به چه مسایلی اعتقاد دارد و چه ادعاهایی را عنوان می کند؟
احمد الحسن خود را با چهار واسطه فرزند امام زمان می داند، خودش را احمد فرزند اسماعیل، فرزند صالح، فرزند حسین، فرزند سلمان و فرزند امام مهدی(ع) می داند. این نسبی است که برای خود ساخته در حالی که نسب اصلی او بعد از سلمان، داود و بعد از آن هنبوش است.
احمد الحسن ادعای خود را از خواب شروع کرد و گفت که من در خواب امام زمان را دیدم و ایشان به من گفت که تو فرزند من هستی و نشانه هایی به من گفت و سپس ایشان را حضوری دیدم. لذا اولین ادعای او این است که فرزند امام زمان هستم. ادعای بعدی او این است که خود را وصی پیامبر می داند و معتقد است که تعداد امامان و اوصیای پیامبر ۲۴ تن هستند در حالی که اعتقاد ما بر این است که ۱۲ امام و وصی داریم. در حقیقت فرقه احمد الحسن ۲۴ امامی است.
ادعای دیگر او این است که خود را یمانی می داند و می گوید کسی که در روایات گفته شده، یمانی است و این کارها را انجام می دهد، من هستم. در کنار این ادعای یمانی بودن، خود را مهدی می داند و می گوید در هر روایتی که نام مهدی آمد، یعنی من!
احمد الحسن خود را قائم هم می داند و می گوید که من قیام می کنم و دنیا را پر از عدل و داد می کنم و حکومت را به دست پدرم(طبق ادعایش امام زمان) تحویل می دهم. در حقیقت احمد الحسن تمام وظایف، اوصاف و شرایطی که ما برای حضرت مهدی قائل هستیم را برای خود مصادره کرده است.
احمد الحسن همچنین خود را عصای موسی و سنگ حجره الاسود می داند، او خود را سنگی می داند که حضرت علی(ع) به سمت کشتی نوح پرتاب کرده و کشتی نجات یافته است! او حتی خود را گوسفندی که در مکاشفه یوحنا آمده، می داند و می گوید که من همان گوسفند هستم!
بنده در کتاب های مربوط به نقد احمدالحسن ادعاهای این شخص را آوردم که ۵۴ ادعا دارد و به نوعی رکوردار مدعیان تا به امروز است.

* احمد الحسن وقتی می خواهد در مورد خود برای پیروانش صحبت کند، برای اثبات ادعاهایش چه استدلال هایی می آورد؟
برای اثبات اینکه فرزند امام زمان هست، می گوید که من خواب دیدم. اما برای اثبات سایر ادعاهای خود یکسری روایات را به کار می گیرد، روایاتی که احمدالحسن استفاده می کند از چند حالت خارج نیست. یا اینکه روایت را تقطیع می کند، و بخشی که لازم است را می بُرد و مابقی که مضر به حرفش هست را استفاده نمی کند. دوم تأویل روایات، سوم تحریف روایات، چهارم استفاده بیشمار و بی حد و حساب از روایات اهل سنت، پنجم استفاده از متونی که اصلاً روایت نیستند به عنوان مثال یک عبارتی را محی الدین ابن العربی در کتاب فتوحات مکیه علیه فقها گفته، این عبارت را احمد الحسن به عنوان روایت از امام صادق(ع) استفاده کرده است. ششم ترجمه اشتباه از روایات، یعنی طبق آنچه خود می خواهد روایات را ترجمه می کند، مراد روایت را وارونه منعکس می کند و چون اغلب مخاطبانش با حدیث و متن عربی آشنا نیستند، حرف های او را باور می کنند. هفتم استفاده از روایات ضعیف یا جعلی؛ اینها در واقع روش هایی است که احمد الحسن با روایات انجام می دهد و با مجموع این روش ها سناریویی را درست کرده است، لذا اگر احمد الحسن روایات معتبر شیعه را استفاده کند حتی یک قدم هم نمی تواند در ادعای خود پیش برود، او توانسته یک سناریوی حرفه ای بسازد، اما با استفاده از مدل هایی که بیان کردم.

* تعداد پیروان احمد الحسن قابل توجه هستند؟
هر فرقه ای که می آید عده ای را جذب خود می کند. این جریان و فرقه در ایران، افغانستان، پاکستان، آذربایجان، باکو، سوریه، ترکیه، عراق و همچنین کشورهای اروپایی از جمله استرالیا، آلمان، آفریقا و مالزی و نیوزیلند فعال هستند. فرقه ای هستند خطرناک تر از بهائیت و هر فرقه ای که تاکنون بوده است.

* از چه لحاظ خطرناک است؟
فرقه حرف علمی ندارد، خطرناک به این لحاظ که منسجم کار می کنند، تبلیغ گسترده ای دارند و در عوام فریبی تبحر دارند. همه این موارد درصد خطر این جریان را افزایش می دهد.

* گروه هدف این جریان بیشتر چه کسانی هستند؟
آنها سعی می کنند که از طلاب جذب داشته باشند، اگر نشد، از مذهبیون و افرادی که منتظر امام مهدی هستند، یعنی افراد دغدغه مندی که مهدی باور هستند و به حضرت علاقه دارند. اینها بهترین طعمه های آنها هستند، این جریان در فضای حوزه ها و میان افراد متدین و مذهبی تبلیغ کردند و عده ای را هم جذب کردند.

* اشاره کردید که این جریان در اثبات ادعاهای خود از روایات معتبر شیعی استفاده نمی کند، تا به امروز شیعیان و کسانی که در قرآن و احادیث و روایت تبحر دارند، توانستند در برابر این جریان قد علم کنند و این جریان را به گونه ای نقد نمایند که پیروان این جریان نسبت به ادعاهای دروغین آنها، آگاه شوند؟  
تمامی شبهاتی که آنها مطرح کردند همگی پاسخ داده شده، نزدیک به ۷۰ عنوان کتاب و مقاله به زبان عربی و فارسی در پاسخ به ادعاهای آنها نوشته شده است؛ حتی برخی از متون در حال ترجمه به زبان انگلیسی است. هیچ شبهه ای از این جریان باقی نمانده و پاسخ داده شده است. این کتاب ها چاپ و در فضای مجازی منتشر شده و قابلیت دانلود رایگان دارند. مناظرات متعددی با پیروان این جریان برگزار کردیم و الحمدلله بسیار موفق بودیم، مدتی است که ما خواستار ادامه مناظره ها هستیم، اما مکتب احمد در عراق مناظره برای پیروانش را ممنوع کرده و دیگر مناظره نمی کنند.

* این جریان چه جاذبه هایی دارد که افراد به سمت آن جذب می شوند؟
فرقه ها در بحران ها، سختی ها و مشکلات مالی و اقتصادی، جنگ ها و فقر فرهنگی به وجود می آیند و خود را نشان می دهند. در این گونه شرایط، مردم به دنبال راه نجات هستند و با توجه به اینکه شاهد برخی سختی های به وجود آمده در منطقه هستیم و همه ما منجی باور هستیم و از سویی اعتقاد داریم که شخصی می آید و بشریت را نجات می دهد لذا بهترین زمان برای ظهور مدعیان فراهم گردیده است.  از طرفی وقتی کسی می آید که کمی خود را به شخصی که ما در انتظارش هستیم تشبیه می کند خود اینها جذابیت دارد و همین جذابیت باعث می شود که شخص چند روایت را کنار هم بچیند و با استفاده از آن اهداف خود را پیش ببرد. این فرقه ها از این طریق گروه هایی را جذب می کنند به همین دلیل هر فرقه و جریانی که ظهور می کند، عده ای به دنبال آن راه می افتند و متأسفانه منحرف می شوند.

* این جریان برای تبلیغ خود از چه فضاهایی و به چه صورت هایی استفاده می کند؟
بیشتر فضای مجازی، اینها در فضای مجازی با افراد آشنا می شوند و قرار حضوری می گذارند و اشخاص را منحرف می کنند. در فضای حقیقی مانند اماکن مقدسه حاضر می شوند و شب نامه و بروشور پخش می کنند، در پارک ها و اعتکاف ها و مناسبت های مختلف سعی می کنند که حضور پیدا کنند و تبلیغ کنند البته به شکل علنی و رسمی نیست ولی روش ها تبلیغی خود را دارند.

* چرا این جریان یکی از گروه اهداف خود را منتظران امام زمان(عج) قرار داده است؟
شما فرض کنید که یک جریانی می خواهد در یک کشوری ظهور و بروز داشته باشد باید به دنبال هم نوع اعتقادی خود باشد یعنی وقتی نوع دعوت فرقه ای من امام زمانی است، باید دنبال کسانی بروم که منتظر امام زمان هستند نه به دنبال کسانی که منکر امام زمان هستند. به عنوان مثال کسی می خواهد شیطان پرستی را ترویج دهد باید به دنبال کسی برود که خدا را قبول ندارد و در فضاهای شیطانی است، او بهترین طعمه برای این گروه است.
هر کسی می خواهد یک جنسی را بفروشد، می رود محلی که بیشتر به آن جنس نیاز هست و آنجا بساط خود را پهن می کند؛ فرقه ها هم نگاه می کنند که چه قشری و چگونه افرادی مشتری حرف های آنها می شوند لذا به دنبال آن افراد می روند لذا کسانی که به دنبال بحث های مهدویتی و مشتاق و منتظر هستند، بهترین طمعه برای چنین افرادی هستند، ضمن اینکه معمولاً این یک نقص است که تاکنون معارف مهدویت به خوبی به مردم منتقل نشده، بیشتر مردم شور مهدوی دارند تا معرفت مهدوی، وقتی شور مهدوی بالا و معرفت مهدوی پایین بود، در این صورت مدعیانی به وجود می آیند و افراد را منحرف می کنند.

* بنابراین این اشکال را وارد می دانید که تاکنون معرفت مهدویت را به درستی تبیین نکردیم؟
بله… در حال حاضر شما میکروفنی بردارید و به دانشگاه ها و مراکز علمی بروید و چند سوال مهدویتی از مردم بپرسید و ببینید که چند درصد می توانند پاسخ دهند، حتی بعید است که یک درصد هم بتوانند پاسخ درست به سوال مهدویتی شما بدهند، در بحث های دیگر از جمله کلام و مباحث اخلاقی هم همینطور است. با توجه به اینکه صدا و سیما بحث های مهدویتی را بیان می کنند، اما مشخص نیست که چه اتفاقی می افتد که این مطالب به مردم نمی رسد یا می رسد و توجه نمی کنند.

* به نظر شما این جریان را باید به چه صورت و با چه روشی نقد کنیم؟
باید روشنگری شود، مشکل مردم ما احمدالحسن نیست، مشکل ما این است که مردم ما از مهدویت خیلی اندک می دانند، یعنی دانسته هایشان بسیار ناچیز است. دوم اینکه مردم ما با ماهیت فرقه آشنا نیستند. ما اگر بتوانیم معارف مهدوی را در میان مردم تقویت کنیم و ماهیت فرقه و ترفندها و حیله های فرقه را به مردم یاد دهیم، و مطرح کنیم که فرقه ها چگونه و با چه وعده هایی ظهور پیدا می کنند و مردم را آگاه کنیم که فرقه ها چه بلاهای روانشناختی بر سر آنان می آورند، احمد الحسن که هیچ صد فرقه دیگر با نام های مختلف هم آمد درصد جذب شدگان به این فرقه کاهش می یابد چون اصل فرقه را به مردم شناساندیم. همچنین لازم است فرقه هایی که ظهور می کنند را به مردم معرفی کنیم، خطرهای فرقه را بگوییم و پیروان این جریان ها و فرقه ها را در معرض نقد علمی و مناظره قرار دهیم که البته تاکنون بسیاری از این اقدامات را انجام دادیم.

* اشاره داشتید که در ایران هم برخی از افراد به سوی این جریان جذب شدند، آگاهی بخشی نسبت به ماهیت این جریان ها و از سوی دیگر معرفت مهدویت در جامعه خودمان باید چگونه شروع شود؟
باید در رسانه ها معارف مهدویتی گفته شود، البته نه به این صورت که فقط کارشناسی مطالبی را بیان کند، مگر چند درصد مردم پای صحبت های کارشناس می نشینند؟! باید فیلم ها و مسابقات تلویزیونی ما به این سمت بروند، باید مکتوبات، رمان ها و داستان های کوتاه ما به این سمت بروند، هنرهای ما به سمت مسایل مهدوی بروند و نه تنها مسایل مهدوی بلکه مسایل دینی به شکل جذاب ارایه شوند، مطالب معرفتی در کتب درسی دانش آموزان بسیار ناچیز است و باید افزایش پیدا کند، همه اینها باید دست به دست هم بدهند تا فرهنگی ساخته شود. نمی توانیم بگوییم که تنها دانشگاه ها و حوزه های علمیه شروع کننده این مسیر باشند، باید یک عزم ملی برای بحث ترویج معارف مهدویت به وجود آید که متأسفانه این اتفاق تاکنون نیفتاده است.
 
مرجع : شفقنا
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما