پایگاه خبری دعبل نیوز 16 مهر 1397 ساعت 9:33 http://www.deabelnews.ir/news/33675/اربعین-روی-وجوه-مشترک-فرهنگی-دینی-کار-کنیم-تشیع-رنگ-نظامی-امنیتی-ندهیم -------------------------------------------------- پیاده‌روی اربعین در گفت‌وگو با دکتر سید جواد میری عنوان : در اربعین روی وجوه مشترک فرهنگی و دینی کار کنیم/ تشیع را رنگ نظامی و امنیتی ندهیم -------------------------------------------------- ما چه بخواهیم چه نخواهیم، یک نکته غیر قابل انکار است و آن اینکه ایران ثقل جهان تشیع است متن : بنیاد دعبل/ رضا دستجردی: راهپیمایی اربعین به مثابه آیینی مذهبی که خصوصا طی سالیان اخیر گستره ای به وسعت مسلمانان سرتاسر جهان پیدا کرده است، علاوه بر انتقال آموزه های ارزشمند امام حسین (ع)، مشتمل بر مفاهیم و تعالیم فرهنگی و دینی بسیار دیگری نیز هست که امروزه در گستره جهان اسلام رشد و توسعه یافت است. دکتر سید جواد میری، جامعه شناس در گفتگو با دعبل به مفاهیم فرهنگی و تمدنی موجود در پیاده روی اربعین و فرصت ها و تهدیدهای پیش روی آن می پردازد. مناسک اجتماعی و دینی همچون پیاده روی اربعین چه تاثیری بر اخلاق و فرهنگ اجتماعی دارد؟ نکته مهمی که لازم است در ابتدا به آن توجه شود آن است که کسی که بنا دارد از منظر جامعه شناسی دینی، دین را به مثابه مقوله ای متعلق به ذهن خودش قرار داده و مورد مطالعه و تامل قرار دهد به این معنا نیست که قصد دارد باورها و اعتقادات خود را در تحلیل خودش لباس عینیت بپوشاند، مثلا اگر قرار است من به عنوان یک جامعه شناس دین، به کلیت مناسک و راهپیمایی اربعین ورود پیدا کرده و نظر خودم را بدهم، از منظر اعتقادی، تئولوژیکال و از جایگاه باورهای دینی و شیعی، به این موضوع ورود پیدا نمی کنم، بلکه می گویم این یک پدیده است. مثلا اگر در دنیای کاتولیک، یک کارناوال، راهپیمایی یا عزاداری انجام گیرد ممکن است از منظر یک فرد شیعی معنایی نداشته باشد یا اهمیتی برای آن قائل نباشد. من از این منظر اعتقادی به مسائل مناسکی نگاه نمی کنم بلکه از دید یک پدیده اجتماعی به آن می نگرم، یا به مثابه یک مقوله دینی که در جهان صورت های مختلفی دارد به آن نگاه می کنم. این نکته، مقدمه ای بود که با آن نحوه ورود خود را به این مسئله نشان دهم و بگویم این زاویه دید از چه مبنا یا مبتنی بر چه مولفه هایی است. اساسا پرسش مطرح آن است که در طول تاریخ اسلام و مشخصا تاریخ تشیع، مناسک مذهبی و دینی، سوگواری و عزاداری و روضه خوانی و مشرف شدن به مکان های مذهبی و دینی آیا ربطی به رشد، اعتلا، باروری و شکوفایی معنویت انسان شیعی یا انسان مسلمان داشته یا نداشته، و آیا این مناسک یا مکان های مذهبی در جغرافیای معنوی شیعی جایگاهی دارد یا ندارد، یا اینکه به عنوان مثال، وقتی به مکان های مذهبی شیعی نگاه می کنیم آیا این اماکن تنها مکان های مقدس و دارای حرمت و احترام در جهان هستند یا نه صرفا پدیده هایی هستند که در جای جای جهان و سنت های فکری و دینی ادیان بزرگ دیگر هم یافت می شوند؟ آیا مثلا در سنت دینی کاتولیک چنین مکان های مذهبی وجود ندارد؟ در سنت مسیحی ارتدوکس یا در یهودیت، هندو، بودایی و حتی بهاییت این اماکن دیده نمی شود؟ اصلا این مکان های مذهبی برای کسی مهم هست یا نه؟ ما می بینیم که مکان های مذهبی در تمامی ادیان رایج هستند و جایگاه بسیار ویژه ای دارند، و مشخصا در جهان تشیع و ربط شان به پیامبر و اهل بیت، مکان های مذهبی و معنوی جایگاه ویژه ای داشته اند که از قضا این جایگاه ویژه در طول تاریخ، شعائری هم برای خود ایجاد کرده است. این اماکن و مناسک وابسته به آن، تاثیرات شگرفی بر زیست جهان شیعی داشته است. اساسا هر کجا مکان های مقدس بوده چند اتفاق جالب افتاده است، یکی از آن اتفاقات آن بوده که هر جا مکانی مقدس وجود داشته، بازار و تجارت و داد و ستد نیز حول آن شکل گرفته است، همچنین شهرسازی گسترش پیدا کرده و حتی آبادانی و بوستان ها توسعه یافته اند. به دیگر سخن، اگر نگاهی اجمالی به شیوه شهرسازی کشورهایی چون لبنان، عراق، سوریه، ایران، بحرین و تا حدودی مناطقی از ترکیه، آذربایجان و حتی داغستان بیندازیم می بینیم هر کجا امام زاده، امام یا فرد مهم شیعی دفن بوده، شهریت ایجاد شده، داد و ستد صورت گرفته و در کنار آن، موسسات علمی شکل گرفته است. این تاثیرگذاری به تبع خود بر اخلاقیات و معنویت مردم جامعه نیز اثرگذار بوده است. فکر می کنید علت ناهمگون بودن افراد شرکت کننده در راهپیمایی اربعین چیست؟ اگر بخواهیم از منظر مطالعات جامعه شناسی به این مسئله نگاه کنیم باید بگوییم که معمولا کدام طبقات، قومیت ها، افراد، شهرنشین، روستانشین، طبقه متوسط، طبقه کارگر، حاشیه نشین و ... در این مراسم شرکت می کنند. اگر نگاه آماری داشته باشیم نتیجه می گیریم که اینهایی که به راهپیمایی می روند آیا از طبقات تحصیل کرده جامعه ایرانی یا حتی جامعه شیعی از عراق و سوریه و لبنان و بعضا اروپا و آمریکا هستند یا نه از طبقات پایین اند، یا به عنوان مثال، آیا اینها قومیت خاصی دارند یا نه از منظر سکونت، شهرنشین یا روستانشین هستند، خود همین نتیجه گیری که البته به آمارهای دقیق نیاز دارد می تواند به ما نشان دهد که این ناهمگونی به چه معناست، ولی این موضوع، نکته ای است که به روایت شیعی از مذهب بر می گردد و روایت شیعی از مذهب دو وجه دارد، یک وجه حکمی، و وجه دیگر مردمی و عامیانه است. در وجه حکمی، به عنوان مثال می توانید از مفاهیم عالی فلسفی، حکمی و حتی فقهی صحبت کنید، در بعد عامیانه اش اساسا خود این مناسک به گونه ای، نوعی دین داری را در تشیع رقم زده است. اگر این چهار دهه پس از انقلاب را بررسی کنیم می بینیم که در جمهوری اسلامی همواره تلاش شده این هیمنه و تعریف از مذهب ارائه شود که همه باید متحد الشکل، متحد العقیده، متحد الاخلاق، گفتار و کردار باشند و می بایست از استانداردهایی تبعیت کنند که حاکمیت فقهی دینی و مذهبی آن را تعریف می کند. اما واقع امر این است که تاریخ تشیع در مقایسه با این چهل سال انقلاب اسلامی بسیار گسترده تر است. شیوه های دین داری، دیانت انسان های شیعی یا مردمانی که متعلق به تشیع هستند و رویکردشان به تشیع، صورت های مختلفی از دین داری در طول زمان درست کرده بود، به عنوان مثال، در همین جامعه ما شما می بینید که کسانی که نماز نمی خوانند، روزه نمی گیرند و دست به همه گونه محرمات می زنند در ایام محرم تمام گناهان شان را کنار می گذارند، به زیارت می روند، سینه زنی می کنند و نظایر آن، یا مثلا در ماه های رجب، شعبان و رمضان روزه می گیرند. در این چهل سال، فضایی ایجاد شده که در آن، همه باید یک شکل باشند، اما با آن استانداردها نمی شود مردم را مطابقت داد، اساسا آن استانداردها برای این نبود که افراد را دین دار کند، بلکه شیوه هایی برای کنترل جمعیت، کنترل ملت و گروه های مختلف بود تا بتوانند امورات را مدیریت کنند، بعد که آن آگاهی در جامعه و میان سیاسیون ایجاد شد که کسی نمی تواند این استانداردها را پیاده کند و اصلا هم قابل اجرا نیست، آرام آرام گفتمان دیگری شکل گرفت مبنی بر این ذهنیت که در ایران دین گریزی صورت گرفته است و مردم ایران ضد دین شده اند، ولی اصلا اینطور نیست، در واقع مردم از آن گفتمان حاکمیت که برای مدیریت افراد و بدنه جامعه تعریف کرده بود فاصله گرفتند، اما امروز شیوه های دیگر دین داری که حتی عقبه های تاریخی هم دارد با تلفیق با مدل های نوین و مدرن آرام آرام شکل های جدیدی در حال ایجاد دارد. این تکثر را در مراسم اربعین چگونه می بینید؟ به نظر من، پیاده روی اربعین چند بعد دارد، یک بعد همان بعد حاکمیتی است که می خواهد بر اساس آن چیزی که در ژئوپلتیک شیعه تعریف شده به گونه ای قدرت نمایی کند و بتواند قوای خود را در برابر هیمنه ای که در منطقه ضد ایران و نیروهای شیعی شکل گرفته صف آرایی نماید، بعد دیگرش آن است که وقتی شما می بینید در ایام اربعین، همه دستگاه های حکومتی، نظامی، امنیتی از راس تا ذیل، درگیر این موضوع می شوند، حتی برای داد و ستد و مسائل مالی، و تلاش می کنند به انحای مختلف بخش های مختلف این امر را مدیریت نمایند. ما چه بخواهیم چه نخواهیم، یک نکته غیر قابل انکار است و آن اینکه ایران ثقل جهان تشیع است، شاید این برای شما باورش سخت باشد اما خاطره ای از امام موسی صدر نقل می کنند، که برخی از کسانی مثل آقای جلال الدین فارسی و نظایر آن که ضد ایشان هستند و حتی اجازه نمی دادند اخبار مرتبط به ایشان دنبال شود در لبنان به امام موسی صدر خرده می گرفتند که شما چرا در اینجا به شاه ایران دشنام و ناسزا نمی گویید و در برابرش موضع گیری نمی کنید؟ او جوابش این بود که شاه در داخل ایران نماد حکومت است و ضدیت ما با او به عنوان رئیس حکومت است، ولی شاه در بیرون از ایران به عنوان مدافع جهان تشیع شناخته می شود و ایران صرفا یک کشور مثل قطر یا کویت یا حتی سوئیس نیست، ایران هم یک کشور است به معنای مدرن کلمه و هم یک قاره فرهنگ. من در سفری که به پاکستان داشتم دیدم که شیعیان وقتی در مورد ایران صحبت می کنند ایران را به مثابه کشوری که ملیتش در مقابل ملیت پاکستان قرار می گیرد نمی دیدند، بلکه ایران را سرزمینی مقدس می دانستند. خب این تعاریف، نشانه هایی را ایجاد می کند که کسانی که در حوزه حکومتی هستند به دنبال آن می روند که از این ظرفیت ها در مستوای ژئوپلتیکی و مدیریت جهان تشیع استفاده کنند. اما در پاسخ به این پرسش که چرا مردم از سنخیت های مختلف همانطور که گفتید در مراسم راهپیمایی اربعین شرکت می کنند باید بگویم که واقعیت امر این است که روایت و گفتمانی وجود دارد که شعار آن باب الحسین اوسع است، یعنی اگر شما می خواهید به امام حسین (ع) روی بیاورید این باب بسیار گسترده است. در اینجا آن تفصیل و تبیین همیشگی از دیانت که مثلا شما باید پنج بار در روز نماز بخوانید، مستحبات را خوب انجام دهید، از مکروهات دوری کنید، محرمات را نگاه نکنید، روزه بگیرید، خمس و زکات بدهید، مرجع تقلیدتان مشخص باشد، و در کل این نوع چارچوب ها که خیلی از نظر فقهی مشخص هستند دیگر وجود ندارند، فرد می گوید عشق من امام حسین (ع) است. حالا آیا منی که به عنوان مثال از منظر دین به جامعه شناسی نگاه می کنم در جایگاهی هستم که این واقعیات را رد کنم؟ اصلا کار جامعه شناسی دین این نیست، کار جامعه شناسی دین این نیست که بگوید شما که می گویید باب الحسین اوسع یا ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه اینطور نیست. از این منظر من فکر می کنم که پیاده روی اربعین فرصتی است برای جامعه ایرانی، حداقل برای آنهایی که به انحای مختلف با شعائر اسلامی و شیعی می توانند ارتباط برقرار کنند، جامعه ایران جامعه بسیار متنوعی شده، و از قضا بسیاری هستند که می گویند پیاده روی اربعین کار خود حکومت است و آن را علم کرده تا فضا را به نفع خودش تغییر دهد، کما اینکه اینطور هم ممکن است باشد، ولی مسئله اینجاست که حکومت جمهوری اسلامی 40 سال است که مستقر شده و مسئله راهپیمایی اربعین تقریبا در این 10 الی 15 سال اخیر گسترگی یافته است، ولی اگر ما نخواهیم روی صورت ها تمرکز کنیم و بگوییم جایگاه مکان های مقدس در جهان شیعی چیست، می بینیم خیلی فراتر از این حرف هاست، حکومت ها می توانند از این فرصت ها برای اهداف خود استفاده کنند، ولی اینطور نیست که حتما خودشان یک چیزی را ایجاد کنند، به عنوان مثال، مسئله زیارت عتبات چیزی نیست که حکومت جمهوری اسلامی امروز خلقش کرده باشد، شما اگر با دقت نگاه کنید می بینید که حداقل از زمان آل بویه بوده وجود داشته، منتها فرم هایش تغییر کرده است، و خصوصا در دوره قاجار هم بسیار متکثر و متنوع تر شده است. دخالت حکومت در راهپیمایی اربعین چه تاثیری می تواند بر آن داشته باشد؟ حکومت ها عموما همه جا با اهداف خود وارد می شوند، ولی نکته ای در مورد راهپیمایی اربعین هست که باید به آن توجه کرد و آن این است که وقتی 3 میلیون نفر از ایران، و جمعیت قابل توجهی از سراسر جهان در این راهپیمایی شرکت می کنند، دو کشور درگیر این راهپیمایی می شوند و مرزهایشان تحت تاثیر شرایطی خاص قرار می گیرد. در چنین شرایطی که مسائل امنیتی در راس امور است غیر ممکن است که حکومت ورود پیدا نکند، آن هم در شرایطی که تقریبا تمامی مرزهای ما امنیتی هستند، پس در این شرایط حکومت نمی تواند ورود پیدا نکند، ولی پرسش اینجاست که نوع ورود حکومت اساسا چگونه باید باشد، من فکر می کنم فقط مسئله پیاده روی اربعین نیست، این مهم به این نکته بنیادین بر می گردد که حکومت، خودش را حکومت مدافع تشیع نمی داند، خودش را تبلور دین و مذهب تشیع می بیند و در راسش هم ولی فقیه شیعی را قرار داده که تجسد آمال و آرزوهای شیعی است، در چنین وضعیتی اگر ما از ورود یا عدم ورود حکومت به مواردی از این دست بپردازیم قدری غیر واقع بینانه است. این یک حقیقت از منظر جامعه شناسی دینی در ایران است اما واقعیت های دیگری هم وجود دارد، از جمله اینکه به باور بسیاری از مردم ایران، حکومت می تواند با این ساز و کار که در چنین وضعیتی مهیا می کند و تمامی قوای جامعه را در خدمت می گیرد که راهپیمایی اربعین را به درستی صورت دهد، اگر یک مقدار از آن را در مناسبت های دیگر اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، مثلا در ساماندهی آموزش و پرورش، سامان دهی وضعیت بیمارستان ها و دارو و غیره صورت دهد، شاید خیلی از مسائل ما حل می شد و بهبود پیدا می کرد، اینها پرسش هایی هست که می توان مطرح کرد. اما واقعیت این است که راهپیمایی اربعین به یک معنا از منظر سمبلیک دارد به شکل گیری یک بلوک شیعی کمک می کند که البته برخی انتقادات بسیاری به آن دارند. بسیاری معتقدند زمانی که جمهوری اسلامی در منطقه تاسیس شد از امت اسلام سخن گفت، اما امت اسلام که شکل نگرفت هیچ، بلکه آرام آرام فضایی ایجاد شد که در بدنه آن یک جهان شیعی و یک جهان سنی شکل گرفت و صف بندی های منتسب به آن در چارچوب های فرقه ای یا مذهبی قرون ماضی شکل پذیرفت که این خود می تواند به اهداف منطقه ای و صلح و ثبات جهانی ضربه بزند. ولی اگر از یک منظر دیگر بخواهم به این مسئله نگاه کنم باید بگویم که هر کشوری از بعد ژئوپلتیک برای بقای خودش و استمرار حاکمیت خود نیازمند آن است که از مرزهای خود عبور کند، هر انقلابی هرگاه در مرزهای خودش قرار گرفته از بین رفته و خفه شده، اما برای آنکه بتواند خودش را استمرار دهد لازم است دست به گسترش خود بزند. مناسک شیعی چون عقبه مذهبی بسیار عمیق و تاریخی دارد یک این همانی بین مردم ایجاد می کند، یعنی کسی که به عنوان مثال در لبنان نشسته با کسی که در تهران زندگی می کند از نظر نژادی و جغرافیا هیچ مشترکاتی با هم ندارد ولی این مذهب شیعی یا سنت حکمی فقهی شیعی است که باعث شده بین مردمان آن دیار و این دیار مشترکاتی فرا ملی شکل گیرد؛ مشترکاتی که می تواند در دراز مدت به استحکام قدرت منطقه ای ایران و کشورهایی که ذیل مفهوم شیعی قرار می گیرند کمک کند. اما از سوی دیگر همان طور که اشاره کردم باعث می شود مرزهای فرقه ای و مذهبی و دینی و نزاع های شدید مذهبی امکان ظهور و بروز بیابند که می تواند بسیار خطرناک باشد. چه کنیم که هم بتوانیم هویت شیعی منطقه ای خود را تقویت کنیم و هم به نزاع های فرقه ای و مذهبی دامن نزنیم؟ نیل به این مهم به این بر می گردد که چه خوانشی از مشترکات داشته باشیم. آیا مشترکات به معنای مشترکات دینی، فرهنگی و مذهبی به معنای آن است که ما دیگری ها را حذف کنیم و به صورت ستیزه جویانه به آنها نگاه کنیم. در تمام این منطقه ای که به عنوان جهان اسلام شناخته می شود و منطقه ای که ما در آن قرار داریم، مشترکات فرهنگی بسیاری وجود دارد که اگر بتوانیم این مشترکات را در یک مستوای معقول تعریف کنیم و دانشگاهی ها، علما، عرفا، اهل قلم، اصحاب رسانه و .. بتوانند روی این مشترکات فرهنگی کار و تمرکز نمایند به نتایج خوبی خواهیم رسید، در غیر این صورت می تواند تقویت دیدگاه های مذهبی و حتی فرقه ای بسیار خون باری در پی داشته باشد. به سخت نخست مان بر می گردم، اگر بتوانیم روی وجوه مشترک فرهنگی و دینی موجود در منطقه کار کنیم اتفاقات مثبتی در حوزه فرهنگ و اخلاق اجتماعی در پی خواهد آمد، که من در حال حاضر چنین چیزی را نمی بینم و بیشتر لبه تیز دیگرستیزی و اینکه من با او متفاوت هستم در حال شعله ور شدن است، اگر این رویکرد تغییر پیدا کند و به جای اینکه مثلا مداحان مدیریت افکار را به عهده بگیرند علما به معنای واقعی کلمه، اهل قلم، فیلسوفان، جامعه شناسان، متفکران، فقها و بزرگانی از این دست، قرائت های دگرخواهانه ارائه کنند، می توانیم آرام آرام فضا را به آن سمت ببریم که خوانش های اخلاق مدارانه در جامعه تقویت شود. در این میان، راهپیمایی اربعین هم می تواند به عنوان یک ظرفیت بسیار بزرگ تمدنی در ایران و جهان تشیع درک گردد. به این حقیقت هم باید توجه کافی داشت که اهل تسنن ضد اهل بیت نیستند، بزرگان و ائمه اهل تسنن همچون امام شافعی بسیارند، می گویند او مرد و نفهمیدند که حب علی دارد، شیعه است یا نیست، حتی ابوحنیفه یا ائمه دیگر اهل تسنن. پیاده روی اربعین هم به معنای تجدید پیمان با عهود و آموزه های اهل بیت است، اهل تسنن هم در آن دخیل اند، ادیان دیگر هم می توانند خود را در این حلقه شریک بدانند، بستگی به این دارد که ما چگونه دین را معنا کنیم و تشیع را چگونه ببینیم. اگر تشیع را به معنای امام صادقی بفهیم، به این معنی که کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم، آن وقت راهپیمایی اربعین معانی دیگری پیدا می کند، اما اگر نه، سویه های نظامی گری، امنیتی، جنگ افروزانه و ژئوپلتیک آن بخواهد برجسته شود به صورت بمبی ساعتی خواهد بود.